السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
538
تفسير الميزان ( فارسي )
است . * ( « فَما كانَ جَوابَ قَوْمِه إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ » ) * يعنى قوم لوط جوابى نداشتند جز اينكه گفتند : خاندان لوط را از شهر خود بيرون كنيد ، چون آنان مردمى هستند كه مىخواهند از اين عمل منزه باشند ، البته معلوم است كه اين كه گفتند : « مىخواهند منزه باشند » به عنوان مسخره گفتند و گر نه عمل خود را زشت نمىدانستند ، تا دورى از آن نزاهت باشد . * ( « فَأَنْجَيْناه وَأَهْلَه إِلَّا امْرَأَتَه قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ » ) * مراد از كلمه « اهله » اهل بيت لوط است ، چون در سوره ذاريات فرموده : « فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ » « 1 » پس قهرا اهل لوط منحصر در همان اهل خانه اش مىشود و اينكه در باره همسر او فرمود : * ( « قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ » ) * معنايش اين است كه : ما او را از جمله باقى ماندگان در عذاب قرار داديم . * ( « وَأَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ » ) * مراد از « مطر » در اينجا سنگريزه اى از سجيل است ، زيرا در جاى ديگر فرموده : « وَأَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ » « 2 » و اگر كلمه « مطرا - بارانى » ، را نكرده آورد كه نوعيت را مىرساند ، براى اين است كه بفهماند بارانى بر آنان بارانديم كه داستانى عظيم داشت .
--> ( 1 ) كه ما در آن شهر غير از يك خانه مسلمان نيافتيم . سوره ذاريات ، آيه 36 . ( 2 ) سوره حجر ، آيه 74 .